X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

نوروز و روزهای نو - پرده دوم

پرده دوم : برکت سفره

چند سال پیش یک همکار داشتم بنام ... من و این همکارم مدیری بنام آقای مهندس گرجی داشتیم ، آقای گرجی مدرک دانشگاهی نداشت ولی بدلیل تجربه و مهارت بسیار بالا همه ایشان را مهندس گرجی صدا می زدن  آقای گرجی در اواخر بازنشستگی و مدیر واحد سرویس بود .


آقای مهندس گرجی بسیار محترم ، با ادب ، اهل حلال و حرام ، افتاده و خلاصه یک انسان به تمام معنا بود ، از طرفی همکار مجهول الذکر ،ضلع مخالف مهندس گرجی آدم بسیار حسود ، زیر آب و ... بود.

روزی هر دو نفر بهمراه مهندس گرجی ماموریت رفته بودیم ، بین ما بحثی شروع شد که متاسفانه خیلی حضور ذهن ندارم چطور و در مورد چه بود اما کاملا به یاد دارم که این بحث ما منجر به خاطره ای از آقای گرجی شد.

ایشون می گفتن: " اوایل نوجوانی زمانی که حدودا 13 ، 14 سال سن داشتم ، تابستانها در مغازه تعمیراتی نزد آقایی بنام استاد حجت شاگردی می کردم .

  

 

ظهرها استاد جفت درب های مغازه را چارتاق می کرد ، نزدیک درب ورودی بر کف مغازه زیراندازی پهن می کرد و سفره را بر روی آن قرار می داد سپس بساط ناهار رو می چید و هر کی از جلوی در رد می شد با اصرار استاد دعوت به ناهار می شد . همیشه میهمانان غریب و آشنا بر این سفره ناهار می خوردن حتی گاهی استاد خودش بدون ناهار می ماند.

روزی از استاد پرسیدم : چرا هر روز ناهار خود را با دیگران تقسیم می کنی ؟ استاد تبسمی کرد و گفت نون دادن برکت سفره رو زیاد می کنه ، اگه دست بده داشته باشی هیچ وقت دستت خالی نمی شه ، این میهمانها صفا و لذت سفره رو بیشتر می کنن. نون دادن برکت سفره ست.

این جملات همیشه تو ذهن من بوده و هستن الان حدودا 50 سال از اون روزا گذشته ولی هنوز عین کلمه هاش رو به یادم هست. اگه می تونید ولو در حد یک لقمه دستت دیگران رو بگیرید ، کمک به دیگران زندگی رو پر برکت می کنه . "

.

.

آری در این روزهای پایانی سال ، سفر های بی نان را هم به یاد داشته باشیم ، کودکان بی لباس را هم فراموش نکنیم .