X
تبلیغات
رایتل

«منکران»


منکران آن ساعت دو دسته‌اند: یکی اندیشمندانی که سیر مطالعاتشان ایشان را به قبول جاودانگی روح و وجود عالمی دیگر که در آن پاداش و جزایی باشد هدایت نکرده است و اینان غالباً اگر اقرار به وجود آن عالم ندارند انکار قطعی نیز نمی‌کنند زیرا می‌دانند که انکار، علمی گسترده و عظیم می‌طلبد.

 پس این مساله را به تعبیر ابن سینا در «بقعه امکان» می‌نهند و غربیان ایشان را agnostic می‌خوانند. این گروه ، ای بسا مردمی پاکدل و نیکوکار و مخلص باشند که یتیم را از درِ خانه نمی‌رانند و اگر بتوانند مسکینان را طعام می‌بخشند.

اما در مقابل، بسیاری از مردمان انکارشان نشانه هواپرستی و جاه طلبی و حرص و آز آن‌هاست؛ می‌کوشند تا وجدان خویش را خاموش کنند و از تشویشِ عاقبتِ کارها برهانند.

مولانا در تمثیلِ حالِ منکران در داستان دقوقی از درختی صحبت می‌کند که تماما میوه نعمت است و انبیا ایشان را از بیابانی خشک که در آن بر سرِ سیبِ پوسیده ای با هم به رقابت و نزاع برخاسته‌اند به چنین درختی می‌خوانند: 

ادامه ...

به حق میوه‌های نخورده !


این روزها در کنار میوه‌های عادی می‌شود نشان میوه‌های عجیب و غریبی را پیدا کرد که به تازگی در قفسه خرید فروشگاه ها جاخوش کرده‌اند محصولاتی که غالبا هویتی استوایی دارند.

سمبل  تجمل گرایی در هر دوره‌ای بسته به سبک زندگی‌مان در ایران تغییر پیدا می‌کند. کافی است فقط کمی به حافظه بلند مدت خود در سال‌های گذشته رجوع کنید تا به دنبال آن چیزهایی پیش پا افتاده‌ای را در زمان امروز پیدا کنید که به خودی خود در گذشته یکی از نمادهای زندگی اشرافی محسوب می‌شوند. احتمالا جلال جبروت حضور«موز» در سبد میوه خانواده های ایرانی یکی از ملموس ترین مثال‌هایی است که می‌توانیم به آن اشاره کنیم. میوه معمولی این روزها که در سال‌های گذشته وجودش در هر خانه ای معنایی متفاوت تری به سبد خانواده ها می‌داد تا جایی که اگر به خاطر داشته باشید به روزهایی می‌رسید که در دوران مدرسه به خاطر اشرافی بودن همین میوه، موز آوردن دانش آموزان ممنوع بود یا حتی سوغات آوردنش توسط اقوام دور و نزدیک برایمان یک سوغاتی لوکس محسوب می‌شد. چه بسا این اتفاق بعدها برای میوه‌هایی مثل کیوی یا آناناس هم افتاد؛ اما امروزه اگر سری به بازار میوه‌ها در شمال شهر بیندازید در کنار همه میوه‌های معمولی می‌توانید رد پای میوه‌های عجیب و غریبی را پیدا کنید که با قیمت‌های بالا به فروش می‌رسند. محصولاتی که غالبا اصالتشان به کشورهای استوایی برمی‌گردد و فارغ از طبع و مزه ای که دارند سر از سبد میوه خانه‌های ایرانی در آورده اند. 

ادامه ...

نوغول بایی بُحور


درسفر نوروزی به خرم آباد برای دیدن جمعی از دوستان به مغازه برادرم رفتم صبح و بعد از ظهر جمع شان جمع و از هر دری سخنی و خنده ای، سرگرم هستند. زیادی خودشان را سرگرم می کنند. همه هم اغلب تحصیل کرده و بازنِشَسته اند. به من که تا حالا پَل ندادند. نتوانسته ام حتی یک نفر را به فیس بوک بیاورم.

یکی از دوستان دبیر بازنشسته ادبیات باسواد و راهنمای همه دورانم :

بابا حوصله داری من دیگه کتاب هم کمتر می خونم کانال تلویزیونم را بچه ها عوض می کنند. تو می گی بیا فیس بوک!! بماند با مسخره فی ی ی یس بوق!!!

خب حق به گردنم دارد و از شرایط زندگیش خبر دارم دل خوشی اش همین صبح یا بعد از ظهر چند ساعتی در مغازه برادرم سر کند و گاهی که قهقهه اش بلند می شد. می گفتم خدا را شکر چند ساعتی دور است از فکر مشکلات!

 

ادامه ...
   1       2       3       4       5       ...       167      >>