X
تبلیغات
رایتل

"تراژدی بنام ایرانیان جوگیر"



بعد از وقوع حادثه تصادف معروف خیابان دکتر شریعتی ، آقای محبی از روزنامه نگاران خوب کشور مطالب قابل تاملی در مورد اوضاع فرهنگی کشور مطرح کردند که بسی جای تامل و تاسف دارد.

.

.

. بازهم به درستی فرضیه ام ایمان اوردم . در ایران چیزی بنام کنش اجتماعی عقلانی وجود ندارد .


همه دوستانم چه استاد و دانشجو و کارمند و کارگر ، از من می پرسند که چرا در وایبر و واتساپ و اینستاگرام نیستی؟ در جواب با ژستی کاملا مردانه و از روی اقتدار و بی نیازی ، میگویم : من اهل این قرطی بازی ها نیستم!!! فقط همین فیسبوک هستم و بس . غافل از انکه موبایلم یک گوشی 30 هزار تومانی است که فقط شماره میگیرد و امکان عضویت در هیچ شبکه اجتماعی موبایلی برایم فراهم نیست. بگذریم .


امروز صبح ، در یک تصادف دلخراشی در تهران ، خیابان دکتر علی شریعتی ، یک خودرو لوکس پورشه ، بطور کامل از بین رفته و راننده آن که یک دختر جوان بنام پریوش اکبرزاده است ، جان خود را از دست داد . ظاهرا آن خدابیامرز ، خودرو پورشه را از پسر امیر قلعه نویی (سرمربی تیم استقلال) خریده بود .

 

 

سه ساعت پیش ، یک کارگر افغانی که دوست من هست و بسیار مومن و تاحدودی باسواد ، گوشی خود را به من نشان داد . «لا حول و لا قوه الا بالله» صفحه اینستاگرام ، آن دختر طفل معصوم!!!! مشتی مردم پست و رذل ریختند در صفحه یک دختر جوان مرده ، و تمام عقده های خود را بر یک مرده خالی می کنند !! یاللعجب! فحاشی های غیرقابل باور ! یعنی بد فحش نمیدهند که !! وحشیانه فحش میدهند !!!! سمفونی عقده و کینه و حقارت و رذالت و پستی و دنائت است . اوج حماقت و بلاهت را به نمایش گذاشته اند . انگار آن دختر به همه آنها بدهکار است!!!



 

 


آنهایی که بطور دقیق از وضعیت مالی من خبر دارند می دانند که تمام دارایی من (به جز کتابخانه ام) به اندازه پول ته جیب آن دختر جوان خدابیامرز نیست ، ولی خدا شاهد است که هرگز نسبت به این قشر از جامعه ، حس تنفر یا حتی هر حس بد دیگری نداشته و ندارم . الان خدا رو شکر میکنم که فقط همین موبایل 30 هزارتومانی را دارم و در شبکه های اجتماعی موبایل نیستم و فقط در همین فیسبوک ، گاهی مواقع ، هنرنمایی این ملت را مشاهده میکنم . حداقل کمتر حرص میخورم.


کجایند آن عزیزانی که در انتقاد بنده از جامعه ، ژست مردم دوستی و میهن دوستی به خود گرفته و همه چیز را توجیه می کردند؟؟؟ بازهم به درستی فرضیه ام ایمان اوردم ، در ایران چیزی بنام کنش اجتماعی وجود ندارد . بلکه جامعه در وهله اول دنبال عقده گشایی است و در وهله دوم دنبال تفریح ، که در هر دو حالت به شرطی عقده می گشاید و تفریح می کند که هیچ هزینه ای برای او نداشته باشد .

 

این جامعه برای خودسوزی دو انسان در خرمشهر و تبریز از فرط فقر ، تب هم نمی کند . برای از بین رفتن محیط زیست و حیات وحش استثنایی ایران حرکتی نمی کند . برای خشک شدن فلات ایران بطوری که اگر این روند ادامه یابد ، تا 40 سال اینده بخش مرکزی فلات ایران یعنی از البرز به سمت جنوب و زاگرس به سمت شرق ، باید تخلیه شود !!! ، حرکتی از خود نشان نمی دهد . ولی برای چند سگ که در شیراز توسط عده ای بی فرهنگ و انسان نما کشته شده اند ، کمپین تشکیل می دهد !!! آیا سرنوشت آن چند سگ از سرنوشت کل فلات ایران مهمتر است ؟؟؟ برای تن فروشی زنان شوهردار و روسپی گری به خاطر فقر ، رگ غیرتش باد نمی کند . انگاه برای یک عمل تجاوز یا شبه تجاوز در فرودگاه جده سمفونی دشنام راه می اندازد .

 

حتما واکنش به خبر سگ کشی در شیراز لازم بود . حتما واکنش به قضیه فرودگاه جده لازم بود . ولی چرا برای وقایع بدتر از آن واکنش نشان داده نمی شود؟؟؟ دلیل کاملا روشن است . حمایت از محیط زیست و تلاش برای نجات فلات ایران از نابودی ، زحمت و تلاش طاقت فرسا می خواهد . ولی کمپین اعتراض به سگ کشی ، ابدا هزینه ای ندارد ! حمایت از زنان بی سرپرست و دختران آسیب پذیر ، برنامه و پژوهش و پول خرج کردن و مناعت طبع و پاکی نیت را می طلبد . ولی فحاشی به عربها ، هزینه و زحمتی ندارد !

 

بهتر شدن وضع معیشت و از بین بردن اقتصاد رانتی و مبارزه با نوکیسه ها ، نیاز به هزینه و زحمت و مطالعه دارد . ولی فحاشی به یک دختر پولدار پورشه سواری که مرده است و شاید فرزند یک پولدار نوکیسه باشد ، هزینه و زحمتی ندارد . بلکه کمی حقارت و رذالت و پستی می خواهد که خوشبختانه ، جامعه ما در حال مسلح شدن به این سلاح های مرگبار و تمدن ویران کن است .


برای آینده ایران نگرانم .

 

منبع : سایت پارسینو